خودمونی

خرید بک لینک
خدا خیلی خوب به آدم تلنگر میزنه. جخ یوقتاییم سیلی میزنه. انصافا که اگه اینکارو نمیکرد معلوم نبود سر به هوا طورانه از کجا سردر بیاریم.

این تلنگرا رو یجوریم میزنه که عموما اصلا فکرشم نمیشه کرد. یه حرفاییو از زبون یکی بهت میرسونه، یا از جایی که کلا بعید باشه.

خلاصه همه کاراش خاصه اوس کریم

خودمونی...

ما را در سایت خودمونی دنبال می‌کنید

برچسب: تلنگر, نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:15

چرا یه کاری اینقدر باید سخت بشه آخه؟؟
کاری که خیلیا دارن آسونتر انجامش میدن. اما وقتی میخوای به اصول پایبند باشی، سخت میشه...

خدایا کمک!

خودمونی...

ما را در سایت خودمونی دنبال می‌کنید

برچسب: سختی, نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:15

یموقعایی پیش میاد که میخوام بنویسم، همینجوری فقط واسه اینکه میخوام بنویسم. اما نمیدونم از کجا بنویسم. این کلمه اولش نمیدونم چرا نمیاد. هنگ هنگ میشم.یه ماه بشدت پر فشار گذشته و حالا وقت خستگی در کردن و استراحته. اما استراحته هم نمیاد.فکرایی که این یه ماه بخاطر کارای دیگه وقت خطور هم نمیکردن (البت بماند که یموقعایی تو صف میزدن و یه گذری میکردن که تا بخوای بهشون بفهمونی این موقع وقتش نیست، کلی طول میکشه!) حالا با هم دارن رژه میرن. منم دارم سان میبینم و هی میخوام برم سراغ یکیشون اما کدومشون نمیدونم؟!!!میشه ری استارت بشیم؟؟ خودمونی...

ما را در سایت خودمونی دنبال می‌کنید

برچسب: هنگ, نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:15

پنجشنبه صبح فرصتی شد و رفتم تخت فولاد اصفهان؛ قبرستان قدیمی و کهن این شهر که مدفن تعداد زیادی از علما و عرفاست.

در حال قدم زدن، به قبرای جالبی برخوردم. تاریخ فوت مثلا 1316!

مشخص بود که سالهاست به این قبر سر زده نشده.

خیلی به فکر فرو رفته بودم که یهو قبریو هم نام خودم پیدا کردم! تازه از علما هم بودن ایشون!!!
قضیه جالب تر شد.

اینکه آدم اسم خودشو رو سنگ قبر ببینه جالبه. میتونه کلی حس منتقل کنه

بیخود نیست توصیه شده که به قبرستونا سر بزنیم!

خیلی وقتا به درد میخوره

خودمونی...

ما را در سایت خودمونی دنبال می‌کنید

برچسب: مرگ, نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:15

6 ماه دوم سال 95 رو بیشتر اصفهان بودم تا تهران. دو بارش بعد از یک ماه برگشتم. بزرگ شدن بچه های فامیل خیلی چشم گیر تر بود! اما بدتر، پیر شدن بزرگا بود...

موهایی که بنظرم یهو سفید شدن و انرژی هایی که تحلیل رفتن!

شهریور امسال بابا 60 رو رد میکنه. خیلی نگران شده. هی تکرار میکنه که دیگه رفتیم تو 60!

بیشتر شدن سن عجب پدیده ایه. تا یه دورانی همش منتظرشیم اما از یجا به بعد ترسناک میشه؛ خیلی ترسناک!

خودمونی...

ما را در سایت خودمونی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:15

خواب دیدنو خیلی دوست دارم. از نعمت های خوب خداست

امروز صبح یکی از Top 10 های خوابای زندگیمو دیدم؛ خواب زیارت کربلا...

رفتم تو حرم امام حسین. هیچکس جز من نبودش. چقدر شیرین بود...

خودمونی...

ما را در سایت خودمونی دنبال می‌کنید

برچسب: خواب, نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:15

امروز و فردا کنکور ارشد برگزار میشه. یاد پارسال همین موقع افتادم که خودم داوطلب بودم. و اون مراقبی که میخواست هرچی زودتر من برم که بره به کار و زندگیش برسه!!!

یکی نیست بگه آخه مگه مجبورید حالا مراقب واستید وقتی نمیتونید 4 ساعت دومم بیارید؟!

القصه که اتفاقات مختلف منو رسوند به صنعتی اصفهان. تو زندگی من رویداد جالبی بود. تجربیات این 7 ماهم خیلی خیلی متفاوت تر از بقیه زندگیم بوده.

خدا رو شکر:)

خودمونی...

ما را در سایت خودمونی دنبال می‌کنید

برچسب: کنکور, نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:15

یموقعایی نمیخوای فال گوش واستی و حرف اطرافیانو بشنوی ولی نمیشه. نمیشدشم از کنجکاوی یا فضولی نیستا، نزدیک هم نشستین و بالاخره میشنوی. امروز تو اتوبوس همینجوری شد. پشت سریم با تلفن صحبت میکرد و داشت در مورد موضوعی با یکی مشورت میکرد. متاسفانه یا خوشبختانه درصد بالایی از حرفاشو میشنیدم. حتی خودمو سرگرم نوشتن متنیم کردم ولی نشد که نشنوماما این شنیدنه یه نکته مثبت داشت؛ یه حرفایی زد که نشان دهنده ایمان بالاش بود. طرف رو اصلا نمیشناسم و حتی چهرشم ندیدم ولی از ایمانش لذت بردمو فهمیدم چقدر از مرحله پرتم...باور کنید فضول نیستما:) خودمونی...

ما را در سایت خودمونی دنبال می‌کنید

برچسب: فال,گوش, نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:15

انگاری تاریخ را اشتباه گرفته بود؛ آخر شب قدر در رمضان است! پس چرا در محرم قرآن بر سر داشت؟! نیزه را میگویم؛ همانکه در راه کوفه و شام بود...

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت 2:6 توسط محمدرضا |
خودمونی...

ما را در سایت خودمونی دنبال می‌کنید

برچسب: قرآن, نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:15

سلام
تبریک میگم. خوش آمدیم.
ورود به زندگی جدیدمان مبارک.
امشب ما رو پاک کردن. الآن نوی نو؛ آکبند و صفر آماده ادامه راهیم.
پس بسم الله!
شروع کنیم. حق الناس قدم اولمون باید باشه که اون قضیش فرق داره!
و عهد ببندیم با خدا و امام زمان. عهدای کوچک و قدم به قدم. ترک یک کار ناپسند و شروع یک کار خوب و ادامه دار بودن این روند.
حرکت کنیم.
تازه شدیم و نو و خالص. بسم الله...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 11:37 توسط محمدرضا |
خودمونی...

ما را در سایت خودمونی دنبال می‌کنید

برچسب: تولد, نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:15

صفحه بندی